|
خاك عاشقي ميداند ، گريه ميكند ، رنج ميكشد ، و صبر ميكند ... سر به آستان مرگ ميگذارد ، بر شانه هايش گريه ميكند ، اما نميميرد ... بر برگ هاي پاييز بوسه ميزند ، تقدير جهان را عوض ميكند ، جوانه ها را عوض ميكند ، و درخت ها را خواب ميكند ، اما هرگز نميخوابد ... خاك عاشقي صبور است كه سالها براي آسمان صبر ميكند ... و من همانم كه از خاك آمده ام ، چون خاك عاشقم ، و چون خاك ؛ روزي صبوري را خواهم آموخت ... جبران خليل جبران + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 13:27 توسط shervin |
|