|
بي نگاهت زندگي بي رنگ بود ؛ بي تو شهر عشق شيريني نداشت ؛ بي تو باغ آرزو هاي شباب ؛ نرگس و ياس و نسريني نداشت ؛ ياد ايامي كه دل بي اختيار ؛ بهر ديدارت به دريا ميزدم ؛ ياد ايامي كه با فرمان دل ؛ پشت پا بر زشت و زيبا ميزدم ؛ روز ها بگذشت و ميبينم تو را ؛ وعده ي ديدار من از ياد رفت ؛ هيچ ميداني كه با بيداد تو ؛ بي وفا ؛ اميد من بر باد رفت ؟!... ناشناسم من به چشمانت كنون ؛ از همه بيگانه ها بيگانه تر ؛ اين تو بودي كاين چنينم ساختي ؛ از همه ديوانه ها ديوانه تر ... . + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 14:3 توسط shervin |
|