|
يه ماهي بود يه دريا ، يه آسمون زيبا يه قايق شكسته ، يه ماهيگير تنها ، يه ماهي كه دریا ، دنياي بار عشق بود يه صياد كه يه ماهي ، اميد آخرش بود ، يه ماهي كه حواسش ، به آينه هاي نور بود ، فكر شب عروسي ، تو حجله ي بلور بود ، ماهي شده بود باورش ، تور اگه بندازن سرش ، ميشه عروس ماهي ها ، شاه ماهي ميشه همسرش ، ماهي نميشد باورش ، تور اگه بندازن سرش ، نگاه گرم ماهي گير ؛ ميشه نگاه آخرش ، ماهي يواش ميخنديد ، به قحطي صداقت ؛ به دشنه اي كه خوردش ، تو سفره ي رفاقت ، ماهي نفهميد چه كسي ، سينه ي خسته شو دريد ؟ كدوم لب گرسنه اي ، شوري جسمشو چشيد ؟ ماهي هرگز نفهميد ، با تور و بند صياد ، نميشد عشق شيرين ، براي قلب فرهاد ... + نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 9:50 توسط shervin |
|